شهر زیبای من ماکو
اگر امواج مغز انسان مثبت باشد: صدا تبدیل به موسیقی، حرکت تبدیل به رقص، لبخند تبدیل به خنده،ذهن تبدیل به مراقبه،و زندگی تبدیل می شود به جشن…
چرا که ذهن قادر است از جهنم بهشت بسازد…زندگیتان سرشار از امواج مثبت… ♥ ♡ ♥
پرﻓﺴﻮﺭ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﻣﻴﮕﻔﺖ :ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺗﺤﺼﻴﻼﺗﻢ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ , ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺑﺎ یک دﺧﺘﺮ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﻭ ﻫﻤﻴﻨﻄﻮﺭ ﻓﻴﻠﻴﭗ , ﻛﻪ ﻧﻤﻴﺸﻨﺎﺧﺘﻤﺶ هم گروه شدمﺍﺯ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ :
ﻓﻴﻠﻴﭗ ﺭﻭ ﻣﻴﺸﻨﺎﺳﻲ ؟ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﮔﻔﺖ :ﺁﺭﻩ , ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮﻱ ﻛﻪ ﻣﻮﻫﺎﻱ ﺑﻠﻮﻧﺪ ﻗﺸﻨﮕﻲ ﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﺭﺩﻳﻒ ﺟﻠﻮ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪﮔﻔﺘﻢ : ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﻛﻴﻮ ﻣﻴﮕﻲﮔﻔﺖ :ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺵ ﺗﻴﭗ ﻛﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﭘﻴﺮﺍﻫﻦ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﻴﻜﻲ ﺗﻨﺶ ﻣﻴﻜﻨﻪ
ﮔﻔﺘﻢ : بازم نفهمیدم ﻣﻨﻈﻮﺭﺕ ﻛﻴﻪ ؟ﮔﻔﺖ : ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮﻱ ﻛﻪ ﻛﻴﻒ ﻭ ﻛﻔﺸﺶ رو ﻫﻤﻴﺸﻪ با هم ﺳﺖ میکنه ﺑﺎﺯﻡ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻛﻲ ﺑﻮﺩ !
ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﺗﻮﻥ ﺻﺪﺍﺷﻮ ﻳﻜﻢ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :ﻓﻴﻠﻴﭗ ﺩﻳﮕﻪ , ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮ ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﻲ ﻛﻪ ﺭﻭﻱ ﻭﻳﻠﭽﻴﺮ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ ...
ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﻗﻴﻘﺎ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﻛﻴﻮ ﻣﻴﮕﻪ , ﻭﻟﻲ ﺑﻪ ﻃرﺯ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺑﺎﻭﺭﻱ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﻓﻜﺮ ...
ﺁﺩﻡ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺎﻳﺪ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺑﻪ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﻛﻪ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎﻱ ﻣﻨﻔﻲ ﻭ ﻧﻘﺺ ﻫﺎ ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﻲ ﻛﻨﻪ ...
ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﻣﺜﺒﺖ ﺩﻳﺪﻥ با خودم گفتم ﺍﮔﺮ ﻛﺎﺗﺮﻳﻦ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﻓﻴﻠﻴﭗ می پرسید ﭼﻲ ﻣﻴﮕﻔﺘﻢ ؟
ﺣﺘﻤﺎ ﺳﺮﻳﻊ ﻣﻴﮕﻔﺘﻢ : ﻫﻤﻮﻥ ﻣﻌﻠﻮﻟﻪ ﺩﻳﮕﻪ !ﻭﻗﺘﻲ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺩﻳﺪگاه ﺧﻮﺩﻡ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻛﺮﺩﻡ , ﺧﻴﻠﻲ ﺧﺠﺎﻟﺖ کشیدم ...حالا ما چه دیدگاهی نسبت به اطرافیانمون داریم ... ؟
نقل است "شاه عباس صفوی" رجال کشور را به ضیافت شاهانه میهمان کرد، دستور داد تادرسرقلیانها بجای تنباکو، ازسرگین اسب استفاده نمایند.
میهمانها مشغول کشیدنقلیان شدند! ودود و بوی پهنِ اسب فضا را پر کرد، اما رجال - از بیم ناراحتی شاه-پشت سر هم بر نی قلیان پُک عمیق زده و با احساس رضایت دودش را هوا می دادند! گوییدر عمرشان، تنباکویی به آن خوبی نکشیده اند!
شاه رو به آنها کرده و گفت: «سرقلیانها با بهترین تنباکو پر شده اند، آن را حاکم همدان برایمان فرستاده است»همه از تنباکو و عطر آن تعریف کرده و گفتند:« براستی تنباکویی بهتر ازاین نمیتوان یافت» شاه به رئیس نگهبانان دربار - که پکهای بسیار عمیقی به قلیان میزد- گفت: « تنباکویش چطور است؟ » رئیس نگهبانان گفت:«به سر اعلیحضرت قسم، پنجاه سال است که قلیان میکشم، اما تنباکویی به این عطر و مزه ندیده ام!»
شاه با تحقیر به آنها نگاهی کرد و گفت: مرده شویتان ببرد که بخاطر حفظ پست و مقام، حاضرید بجای تنباکو، پِهِن اسب بکشیدو بَه بَه و چَه چَه کنید.
خدایا!
آدمهای خوب سر راهمون بگذار … .
حس بسیار خوبیست هنگامی که در لحظه هجوم غم یا ناامیدی یا پریشانی؛ بی هوا کسی سر راه آدم سبز بشود…
کلامش؛ نگاهش؛ حتی نوشتهاش آرامش و شادی و امید بپاشد به زندگی ات.
فقط از دستِ خودِ خدا برمیآمده که آن آدم را، یا کلام و نگاه و نوشتهاش را برای آن لحظه خاص سرِ راه زندگی ما بگذارد.
شاید یکی از دعاهای روزانه ام این باشد که: خدایا مارا واسطه ی خوب شدن حال دیگران قرار بده
کردستان ایران به واسطه شرایط مختلف جغرافیایی و اجتماعی مهد صنایع دستی بوده و این موضوع تا جایی پیش رفته که مردم کرد در گذشته های نه چندان دور تمامی مایحتاج خود را خودشان تولید می کرده اند. صنایع بافتنی از مهمترین تولیداتی است که باعث آوازه و شهرت این هنر های دستی در جهان شده است. بعضی از این صنایع و هنرهای دستی که بر روی دار قالی یا ته ون (Tewn) بافته می شوند عبارتند از:
مافور (mafûr)- که ناره (kenare) - خالیچه (xalîçe) - ئه مه نی (emenî) - جاجم (cacim) - به رک (berik) - چارک (çarik) - به رپشت (berpişt) - پالاس (palas) - بستر (bistir) - زیلو(zîlo) - ته ژێ(tejê) یا که رکونک(kerkunk) - جل و جور(cil û cur) - چوال یا جه وال (ceval) - تیر (têr) - تیرخورج (têrxorc) - خورج (xurc) - توورک (tûrik) - خویدانک (xuydanêçk) - مه رفه ج (merfec) - شیرکش یا پارزوونک (parzûnk) - بووزوو (bûzû)
Dema ku balindeyek zindîye ...mêhrûyan dixwut...Lê dema ku dimirît ..mihrû evê dixwun . Devr û dem û şert û merc li her revşekê da têne guhertin...li jîyanê da bi tu kesî hiqaret û ezyetê nekin
Momkine hûn îro bi hêz bin...lê li bîra ve neçît ku dem ji ve bi hêztire .Ji darekê bi milyunan darikê gûrdikan çêdibin... Lêbelê demek têt ku darikeke gurdikê dibe sedema şevata milyunan dar!!! Ya baş eveye ku hûn baş bin û başitîyê bikin
ترجمه :
وقتی پرنده ای زنده است مورچه ها را می خورد .وقتی می میرد ... مورچه ها او را می خورند !!!
زمانه و شرایط در هر موقعیتی می تواند تغییر کند ...در زندگی هیچ کس را تحقیر یا اذیت نکنید .
شاید امروز قدرتمند باشید اما فراموش نکنید که زمان از شما قدرتمندتر است !!! یک درخت میلیونها چوب کبریت را میسازد .اما وقتی زمانش برسد...فقط یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیونها درخت کافی است .پس خوب باشید و خوبی کنید